خلاصه 360 درجه

کتاب صوتی عقل و احساس

نويسنده : جین آستین
گوينده : رویا آل جعفر

گوشنو منبعي جامع از خلاصه کاربردي پرفروش ترين کتاب ها
با خريد کتاب صوتی عقل و احساس ؛ ميتوانيد کتاب الکترونيک آن را نيز به رايگان دريافت کنيد .

15,000 تومان

5,000 تومان
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

با کد تخفیف HiGosheno در خرید اول  30 % تخفیف بگیرید

شنیدن نسخه نمونه این کتاب صوتی

خلاصه کتاب صوتی عقل و احساس

ماجرایی از عشق و دلشکستگی

 

سلام به همراهان گوشنو

خاندان دشوود

نورلند پارک ، خانه‌ای در منطقه ساسکس  انگلستان بود. عمارت و زمین‌های اطراف آن متعلق به خانواده دشوود.

بود و آن‌ها سال‌های زیادی در آنجا سکونت داشتند. آقای دشوود مالک اصلی نورلند پارک بود و سال‌ها قبل برادرزاده و خانواده‌اش به دعوت او برای زندگی به آنجا آمدند.

آقای دشوود که بسیار سالخورده بود، هیچگاه ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشت و بنابراین برادرزاده‌اش وارث ثروت او بود. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود که پس از او، برادرزاده‌اش هنری دشوود مالک دارایی‌های او خواهد بود.

هنری دو بار ازدواج کرده بود و همسر اولش چند سال پس از تولد فرزندش «جان» مُرد. هنری و همسر دومش سه دختر به نام‌های الینور ، ماریان  و مارگارت   به دنیا آوردند.

آقای دشوود برادرزاده و خانواده‌اش را بسیار دوست داشت و آن‌ها سال‌ها به خوبی با هم زندگی کردند. پس از مرگ آقای دشوود، هنری و خانواده‌اش وصیت‌نامه او را پیدا کردند و متوجه شدند که او در سال‌های آخر عمرش تغییراتی در وصیت‌نامه‌اش ایجاد کرده است.

، پسر هنری، بیست و هفت ساله بود و ثروت زیادی از مادرش به ارث برده بود و با زن ثروتمندی ازدواج کرده بود. جان و همسرش، فانی ، فرزندی به نام هری  داشتند.

هری چهار ساله بود و معمولا به همراه خانواده‌اش به دیدن آقای دشوود می‌آمد. علاقه بسیار زیاد آقای دشوود به هری باعث شد که او وصیت‌نامه‌اش را تغییر دهد.

بر اساس وصیت‌نامه تا زمانی که هنری دشوود زنده بود، او مالک تمام دارایی آقای دشوود بود و او و خانواده‌اش می‌توانستند در نورلند پارک زندگی کنند.

اما پس از مرگ هنری، همسر و سه دخترش چیزی به ارث نمی‌بردند و عمارت و زمین‌های اطراف آن متعلق به هری دشوود بودند.

در مراسم خاکسپاری آقای دشوود، هنری به همسر خود اطمینان داد که جای نگرانی نیست و آن‌ها سال‌ها در نورلند پارک زندگی می‌کنند و در نهایت پس از ازدواج دخترانشان، شرایط تغییر خواهد کرد.

اما یک سال پس از مرگ آقای دشوود، هنری به شدت بیمار شد و فورا پسرش را فرا خواند و وقتی جان به بالای تخت پدر رسید، هنری شروع به صحبت کرد:

«جان عزیزم، تو باید از خواهران و مادرشان مراقبت کنی، لطفا قسم بخور که همین کار رو می‌کنی.

مادرخوانده‌ات و دخترانش چیز زیادی نخواهند داشت و وقتی من بمیرم، نورلند پارک به پسر تو می‌رسه. ولی اون خیلی کوچکه و تو می‌تونی مراقب همه چیز باشی. قسم بخور که به همسر و دخترانم کمک می‌کنی.»

«بله، پدر، قسم می‌خورم که ازشون مراقبت می‌کنم.»

چند روز بعد هنری دشوود مرد و مدت کوتاهی پس از مرگ او همه چیز تغییر کرد. به محض اینکه مراسم خاکسپاری هنری انجام شد، فانی دشوود و همسرش جان به نورلند پارک آمدند و هری و خدمتکارانشان هم همراه آن‌ها بودند.

خانه متعلق به خانم فانی بود و او می‌خواست هرچه زودتر این موضوع را به خانم دشوود و دخترانش بفهماند. فانی دشوود زنی سرد و خودخواه بود. او اهمیتی برای خانم دشوود و دخترانش قائل نبود، اما با آن‌ها مودبانه رفتار می‌کرد.

او به آن‌ها گفت: «شما هر چقدر بخواهید می‌توانید در نورلند پارک بمانید. من و جان تغییراتی ایجاد می‌کنیم، ولی همیشه شما مهمان عزیز ما هستید.»

 

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب صوتی عقل و احساس”

ورود به حساب کاربری

×